خیال آزادی

خیال آزادی

سلول زندان

سلول زندان همیشه تداعی‌کننده چهار دیوار است که در آن حبس شده باشی؛ دارای آزادی نباشی. و مهم‌ترین چیزِ آن، همان دیوار است. و این ـ‌ـمهمترین‌ــ از دید کسی‌ست که زندان نرفته است. چرا که سلول زندان گاهی پنجره هم دارد. و یک تخت، و کفی پوشیده از سیمان یا موزاییک. خوش شانس که باشی کف سلول از موزاییک است. آن‌وقت می‌توانی با جمع زدن تعداد موزاییکها در طول یا عرض، مقدار مسافتی که در یک روز طی می‌کنی را دقیقاً حساب کنی. مثلاً اگر دوازده موزاییک در طول داشته باشد ـ‌با هر رفت و برگشت‌ـ شش متر راه رفته‌ای. و اگر روزی شش ساعت هم راه بروی حدود پنج و نیم کیلومتر در سلول خودت راه رفته‌ای. اما این هم مهمترین چیز یک سلول نیست. حتی صدای آواز پرندگانی که از آن‌سوی پنجره می‌آید هم مهمترین چیز یک سلول در زندان نیست.

برای فهمیدنِ این‌که چه چیزی مهم است باید در زندان بوده باشی. درست است که آن‌جا همه چیز جهان اهمیت پیدا می‌کند و حتی به دسته شکسته درب یخچال خانه‌ات هم فکر می‌کنی، یا درب ظرف شیشه مربا که مادرت دیگر نمی‌تواند بازش کند، اما مهمترین جای یک سلول “درب” آن است. پس همیشه به “در” و باز شدنش فکر می‌کنی. باید آن‌جا بوده باشی تا بفهمی صدای به هم خوردن دست‌گیره آهنی، یا جیرجیر لولا چه‌قدر می‌تواند دلنشین یا گوشخراش باشد. دلنشین از آن جهت که آرزویت را انگولک می‌کند. گوشخراش از آن جهت که آرزویت را انگولک می‌کند اما می‌دانی که فقط انگولک می‌کند.

زندانی که چهار دیوار دارد و مهمترین چیز آن، همان دیوار است را کسانی نوشته‌اند که زندان نرفته‌اند و یا خیال “آزادی” در سر نداشته‌اند.

ایضاح

روز جهانی نویسندگان دربند

از سال ۱۹۸۰ به ابتکار کمیته بین المللی “پن“، پانزدهم نوامبر روز اعلام همبستگی با شاعران، داستان‌نویسان، مقاله‌نویسان و روزنامه‌نگارانی است که به خاطر دفاع از آزادی بیان یا انتقاد از شرایط اجتماعی و سیاسی به زندان می‌افتند یا تهدید و منکوب می‌شوند. انجمن پن در سال ۲۰۱۹، فهرست بیش از ۲۰۰ مورد بازداشت، ارعاب، حمله و تهدید علیه نویسندگان، شاعران، روزنامه‌نگاران، ناشران و بلاگرها منتشر کرد.

وبلاگ